![]() بو مروه کان
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
از وبلاگ ديگرمان در زمينه ي فيزيك بازديد كنيد
علم رباتيك گروه نجوم هرا اسلام وابسته به دانشگاه زانياران وبلاگ عربي آقاي بديع حسيني اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
نبوغ و نو آوری
u r prodigy.coz u can.coz u had created so.we gonna make all d individuals elite نه وروز پیروز
نه و روزتان پیروز**************************************به هیوای هه لاتنی روژ
شه مال له لوتكه ی ئاویه ری پر سوز هینایه سنه په یامی نه وروز وتی ئه م جه ژنهی كاوه و فه ریدون له كوردانی پاک پیروز بی پیروز پیروز بایی جه ژنی نه ته وه یی نه وروز له گه لی کورد له هه ر کوی ئه م جیهانه بن ئه که م و هیوای سالیکی پر له خوشی و سه ر که و تنتان بو ده خوازم-خه راپیه کانمان له خومان بسرینه و...باشیه کانمانیش په ره به ین
((بئ ده نگ مه بن..www.innovation.blogfa.com |+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 13:20
موسيقي ؛نبوغ بي ريا
از آنجا که ویولن بهترین و کاملترین ساز و ساز مورد علاقه ی من است از این رو این بار نابغه ای متفاوت را نمایش خواهیم داد.اينم يه قطعه ي زيبا از باخ براي هنردانان:باخ
|+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 8:24
فلسطین کمثل کردستانی مظلوم.لکن هنا لیس کامیرا او ابصار الجلیه
بالروح
بالدم
نفدیک یا الله
|+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 0:25
زن و نبوغ
ذهن بزرگ دو جنسی است ذهنی که منحصرا مردانه یا زنانه باشد نمی تواند خلاق باشد.
ویرجینیا وولف "تعریف از جنسیت خود همیشه مشکوک و اغلب احمقانه است بعلاوه در این مورد خاص چگونه می شد آن را توجیه کرد نمی توان پای نقشه ایستاد و گفت آمریکا را کریستف کلمب کشف کرد و او زن بود یا سیبی برداشت و گفت قانون جاذبه را نیوتن کشف کرد و نیوتن زن بود یا هواپیماها را در آسمان نشان داد و گفت که هواپیما را زنان اختراع کرده اند روی دیوار نشانه ای وجود ندارد تا بتوان بلندی قامت زنان را اندازه گرفت ابزاری برای اندازه گیری وجود ندارد که خیلی دقیق و مرتب بر حسب سانتی متر تقسیم شده باشد و بتوان خصوصیات مادر خوب یا محبت مادر- دختر یا وفاداری خواهر یا قابلیت که بانو را اندازه گرفت." همواره زندگی زنان دستخوش تغییرات کیفی و کمی بوده که وسعت چنین تحولاتی برای زن تغییراتی ریشه ای به همراه داشته اگر چه در مقابل زندگی مردان کمتر دستخوش این سری تغییرات بوده است بحث اصلی صحبت راجع به نحوه تغییر تحولات در راستای جنسیت زن می باشد در واقع غرض اصلی بیان جنبش رهایی زن از دیدگاهی تازه است یعنی معطوف ساختن ذهن او به اصل جنسیت خود بطوریکه بر خلاف زن نوین به زن روستایی و سنتی به هزار و یک شیوه زنانگی او یادآوری می شده لذا حتی گذشت زمان و دوره نیز آگاهی او را نسبت به اساس جنسیتش از او نمی گرفته. انقلاب صنعتی آغازگر حضور زن در عرصه اجتماعی ست بطوریکه اولین باری که زن به عنوان موجودی مستقل و مجزا وارد بازار کار می شود از آغاز انقلاب صنعتی بوده است لذا تولید اجتماعی برای زن به دو دسته تقسیم می شود قسمتی که مربوط به تولید اجتماعی خانگی است و قسمتی که مربوط می شود به خارج از محیط خانه البته نا گفته نماند که قبل از ماشینی شدن و سرمایه داری تولیدی زنان همواره در اجتماع بوده اند اما به دلیل جسمیت ضعیف تر وظایف سبکتری بر عهده داشته اند و تنها تفاوت آن با شرکت در تولیدات سرمایه داری در این بوده که اکنون به عنوان همسر یا دختر فلانی صرفا مطرح نبوده اند بلکه دارای هویتی کاملا مستقل و استقلالی اقتصادی هستند و این تفاوت حضور زن در شیوه های سرمایه داری و ما قبل سرمایه داری است. "زن معمولا در شیوه های ما قبل سرمایه داری پولی از کار فرما دریافت نمی کند و حتی پول خود را مستقلا خرج نمی کند و حتی فروش کالاهای دستی زنان نیز به عهده مردان بوده به دلیل وابستگی زن به محیط خانه و خانواده و عدم آشنایی دقیق او با بازار کار" با این همه اگر چه زنی سنتی پولی را مستقلا دریافت و یا خرج نمی کرده است اما از میزان سهیم بودن خود دراقتصاد خانواده کاملا آگاهی داشته و می دانسته که منبع تولید ثروتی برای خانواده است اما آنچه که بر می آید این است که شیوه های تولید سرمایه داری را به مسئله هویت زن ارتباط دهیم بطوریکه هر چه زنان به کارهای مردانه و مربوط به مردان بیشتر تمایل داشته باشند و به آن بپردازند جهان بینی و ارزشها و ادراکات آنها را اتخاذ کرده و لذا هر چه بیشتر با جهان بینی، برخوردها و نگرش های اصلی جنس خود بیگانه شده و بتدریج آنچه از زنانگی اشان باقی می ماند تلاش جسمانی و توانایی زایش آنهاست و در نتیجه در پی کسب آگاهی، هر چه بیشتر خود را مقایسه می کنند برابری حقوق برایشان با ارزش تر می شود و هر چه توانایی های برابرشان را بیشتر تجربه می کنند برابری برایشان حکم شباهت و همسانی پیدا می کند لذا اگر شیوه تولید سرمایه داری هویتی مستقل را برای زنان به همراه دارد هویت غریزی و جنسی اصلی آنان را از آنان گرفته و این آغازگر ایجاد شخصیت شکاف یافته در دنیای زن می باشد بعلاوه پیامد دیگر حضور زن در شیوه های نوین سرمایه داری ایجاد انگیزش رقابتی است و این از لحاظ روانی عاملی دیگر در تشکیل شخصیت شکاف یافته زن می باشد و به دنبال آن حس رقابت زن در محیط خارج از خانه به داخل خانه نیز کشیده شد و در نتیجه حضور زن در اجتماع باعث رشد کیفیات مردانه بیش از حد لزوم در او گردیده لذا میان گرایش های طبیعی (زنانه) و گرایش های اکتسابی (مردانه) زن دچار شکستگی می شود و در نتیجه همچنان که هویتی را در سطحی بدست می آورد در سطح دیگری مجبور به از دست دادن هویتی می شود در این راستا زن نوین و غیر سنتی تنها از طریق جسم و برخی ویژگی های هورمونی است که به تفاوت خود با مردان آگاهی می یابد و همچنان به دلیل وجود جوامع مرد سالارانه او با زن بودن خود در تضاد وتعارض قرارمی گیرد و متاسفانه مساله زمانی بحرانی تر می شود که سایر تبعیضات اجتماعی- اقتصادی، قانونی هم روی کار می آید. اما اشتباه بزرگ مربوط به مساله زن در این است که جهان بینی زن با دنیای مردانه مقایسه شده و در پی آن این جهان بینی مردانه است که جهان بینی انسانی تلقی می شود. "آشکار است که ارزش های زنان اغلب با ارزش هایی که به دست جنسیت دیگر وضع شده متفاوت است طبیعتا چنین است با این حال این ارزش های مردانه است که غالب است مثال اینکه فوتبال و ورزش مهم است اما لباس خریدن و مد پرستی بی ارزش. فلان کتاب چون درباره جنگ است مهم است اما بهمان کتاب بی اهمیت است زیرا به احساسات زنان در اتاق نشیمن می پردازد." لذا زنان با مردان مقایسه شده و مادون در نظر گرفته می شوند و هرگز این اندیشه از ذهنمان نگذشته که شاید نگرش زنان و انتظارات او از زندگی متفاوت با مردان باشد. لذا به دلیل داشتن نقش زایندگی و نگهدارندگی نژاد انسانی و همچنین داشتن جهان بینی ای هنرمندگونه دستیابی های مادی برای او چندان جذابیت نداشته و این مهم می تواند دلیل خاموشی تاریخی زن نسبت به بیدادهای جنسی او باشد بنابراین اولین گام شناختن ویژگی های زنانگی و کشف تفاوتها و ارزش گذاری بر آنهاست چرا که اغلب دنیای زنان همواره یا به دست مردان یا به دست زنان زن گرا معرفی شده است. "از خود پرسیدم نکند خشم در مردان به گونه ای همزاد و ملازم قدرت است؟ برای مثال آدم های ثروتمند اغلب خشمگین اند زیرا گمان می کنند آدم های فقیر می خواهند ثروتشان را تصاحب کنند" " یا زمانی که پروفسور بیش از حد و موکدا بر حقارت زنان اصرار می ورزیده نه به حقارت زنان که به برتری خود فکر می کرده این چیزی بود که با عصبانیت و تاکید بسیار از آن دفاع می کرد زیرا برایش جواهری بود با ارزش استثنایی" با این همه چرا زنان بیش از دو هزار سال سکوت کرده اند اگر طبقه ای منکوب شده و سرکوب شده هستند چرا بالاخره در سراسر تاریخ تمامی ملت های تحت ستم به شرایط خود دست به اعتراض زدند اما زنان تنها تا این اواخر واکنشی مشابه از خود نشان نداده اند در این راستا نباید فراموش کرد که زنان زاینده طبقه حاکم یا مردان هستند لذا اعتراض بر علیه آنان اعتراض بر علیه پدران و فرزندان خود ایشان می باشد و این می تواند دلیل تفاوت زنان با سایر قشرهای ستمدیده باشد اما اگر از بعد عاطفی قضیه بگذریم چرا زنان نمی کوشند تا از قدرت زایش و پرورش در جهت تغییر طبقه حاکم بر خود استفاده کنند آیا این نشان تاریکی، جهالت و نادانی آنهاست در این صورت آیا باید تصور کنیم که زنان نادان ترین قشر ستمدیده هستند و یا نه شاید داستان روال دیگری داشته باشد! آنچه که سوال است این است اگر دلیل غیبت تاریخی زن در عرصه های روشنفکری در گذشته به دلیل سرکوب شدن و مظلوم بودن و جهالت او بوده است چرا اکنون که بسیاری از موانع برداشته شده و زنان برابری ها و توانایی های هوشی و ذهنی خود را به نمایش گذاشته اند بعد از یک سده هیچ زن نوآور و مکتب سازی به بزرگی مردان دیده نمی شود و نبوغی به بزرگی نبوغ مردان در آنها صورت نگرفته دلیل چیست؟ شاید واقعا ادراک و دریافت آنان از خودشان چیزی متفاوت از ستم دیدگی اشان باشد و اگر در اینجا موضوع را به سمت بحث در مورد خلاقیت سوق دهیم شاید بتوانیم بفهمیم که چرا با وجود از بین رفتن بسیاری از موانع تصویر و سناریوی بنیادین برای اکثریت زنان همانند گذشته است در این راستا تاثیرات فرهنگی بسیار پایا و پایدارند که این عامل می تواند پرورش دهنده بخشی از تداوم نقش سنتی زنان باشد اما به جز این چه چیز باعث می شود برخی از سنت ها پایدار و برخی دیگر ناپایدارتر به نظر برسند؟ رابطه نزدیکی بین سنت و طبیعت وجود دارد لذا ژرفنا و عمق و میزان وابستگی هر سنتی به طبیعت میزان تغییر پذیری آن را نیز به همراه دارد بنابراین اگر تقسیم کار سنتی با وجود تغییرات ریشه ای اجتماعی و اقتصادی همچنان به قدرت خود باقی ست باید نتیجه گرفت که وابستگی قدرتمندی به طبیعت داشته بطوریکه حتی جنبش زنان و انقلاب کمونیستی نتوانست تغییری آنچنان در نقش سنتی زنان ایفا کند. می دانیم که خلاقیت انگیزشی برای جدا کردن انسان از سایر موجودات است و در واقع شکل بخشیدن به چیزی ست که قبلا نبوده است و می تواند به دو نوع عینی و ذهنی باشد اگر اکنون خلاقیت را در نیاکان خود دنبال کنیم و به بررسی زمینه های ایجاد خلاقیت در آنها بپردازیم می بینیم که مردان اجداد ما برای بدست آوردن شکار مجبور به ترک خانه حتی برای مدت های طولانی می شده اند در این راستا زنان با کودکان و پیران تنها می مانده اند لذا ممکن بوده است که با کمبود آذوقه و مواد غذایی رو به رو شوند آنها ناگهان می اندیشیدند که زمانی خرگوشی خوراکی نارنجی رنگی را از زمین بیرون آورده و یا میمونی چیزی زرد رنگ را از درختی پایین انداخته لذا این طلوع گیاه شناسی، گیاه درمانی و باغبانی و ... بوده است. بعد از آن زن برای نگهداری مواد غذایی پیدا شده به ظرفی برای نگهداری احتیاج دارد و این طلوع سفال گری، سبد بافی و ... است تا به اینجا زن به اندازه مرد خلاق است در نتیجه زن بعد از ابداع ابزارهای مورد نیاز خود دیگر با نیازهای بیرونی تحریک و برانگیخته نمی شود و انگیزش عینی خلاقیت در او خاموش می گردد چرا که هدف او حفظ فرزندانش بوده لذا با برآورده شدن این مهم در جهت تکامل بیشتر کشفیات خود بر نمی آید بنابراین انگیزش خلاقیت در زن به دلیل تغییر ناپذیری و یکسانی ابزار کارش و به دلیل شرکت نسبتا منفعل او در امر تولید اجتماعی از کار می افتد گذشته از این خلاقیت نیازمند وقت آزاد است. "شوپنهاور می گوید میان مادری و نبوغ همیشه جنگ است" و زنان ما کارگران تمام وقت بیست و چهار ساعته هستند اگر از بعد مادی خلاقیت بگذریم و به بعد معنوی آن بپردازیم که منجر به پیدایش آثار هنری می شود در این قلمرو است که نابغه کاشف یا بنیان گذار در زنان نمی بینیم و آن به دلیل عدم وقت آزاد آنان می باشد لذا با این همه سرشت فعالیت هنری آنان باید به طریقی باشد که با بچه داری و زایندگی آنان در تضاد نباشد در این راستا باید حداکثر انقطاع را داشته باشد، برای دوره بارداری خطرناک نباشد، خطری برای کودک نداشته باشد، به حداقل هوشیاری و تمرکز آگاهانه احتیاج داشته باشد در اینجا معلوم می شود که چرا زنان خلاق به مفهوم مردانه کلمه نداریم زیرا آنان در واقع وقت چنین فعالیت هایی را نداشته اند. اما نکته ای که در باب خلاقیت زنان حائز اهمیت است این است که زایمان و زایش اوج خلاقیت آنان است اگر خلاقیت آفریدن چیزی است که از پیش نبوده لذا زایمان اوج و کمال این عمل است هر انسانی شاهکاری ست که زن می آفریند قطعه ای هنری که قابل مقایسه با هیچ اثری نیست البته چنان تجربه در هم شکننده و خلسه آوری است که شاید یکبار برای همیشه انگیزش خلاقیت را در زن پاسخ گو باشد "بنا به آماری که در مجله ای آمریکایی به چاپ رسید 28-26 درصد زنان متخصص و دارای مشاغل عالی آگاهانه تصمیم گرفته اند که بچه دار نشوند زیرا نمی خواهند از کار و حرفه و تخصص خود دور شوند در این مورد انگیزش خلاقیت از راههای زنانه برآورده نخواهد شد و باید به شیوه های مردانه سیراب شوند اگر این روند ادامه یابد بزودی شاهد زنان خلاق، بنیان گذار و نوآور و نابغه خواهیم بود، لذا علاوه بر این استقلال فکری به عوامل مادی وابسته است زنان همواره فقیر بوده اند و این خود می تواند دلیل دیگری بر عدم پیدایش نبوغ در آنان باشد "زن به خود اعتماد ندارد و ضعف جسمانی و وابستگی اقتصادی اش همه جا او را تحت فشار قرار می دهد" لذا زنان تنها زمانی مادون به نظر می رسند که با معیارها و ارزشهای مردانه مقایسه شوند "آدم دوست ندارد بشنود که ذاتا از یک مرد حقیر پست تر است". اما حقیقت این است که جایگاه حقوقی- اجتماعی- قانونی- اقتصادی زن در وضعیتی مادون نسبت به مردان قرار گرفته اما این تنها یک شیوه تفکر مادی گرایانه است لذا فراموش کرده ایم که سایر مسئولیت های زن حتی می تواند او را در سطحی برتر از انسانیت هم قرار دهد بویژه زمانی که حاضر است در این جهان کاملا مادی وظیفه اش را رایگان انجام دهد به نیرویی ابرانسانی نیاز دارد. در واقع کار تمام وقت و رایگان زن بخشی از تولید اجتماعی است اما چون رایگان است طبیعتا ارزش و ضرورتش کمتر دیده می شود"پول به هر آنچه دلیل مجانی بودن سطحی و جزئی به حساب می آید شان و اعتبار می بخشد" لذا برای آنکه بتوانیم تخمینی از ارزش کار خانگی داشته باشیم کافیست بهای آن را محاسبه کنیم لذا اگر ساختار زیر بنایی و رو بنایی مرد سالارانه به رغم تلاش زن گرایان همچنان ادامه دارد به این دلیل نیست که زنان در جهل و عقب افتادگی به سر می برند بلکه از آن روست که نیمه زنانه جامعه زندگی خود را در کنار فرزندانشان رضایت بخش و پر معنا همراه با رشد و تکامل معنوی یافته و ادراک کرده اند لذا آن حقیقت نهایی را که مرد آن را با اشراق، نیروانا، عرفان شدگی، رازآموز به دست می آورد و دنبال می کند زن یا فرزندانش آن را می یابد لذا نبوغ زن به معنای زنانه سخن در تکامل فرزندانش نمو می یابد "نبوغ در مادری همان اندازه امکان دارد که نبوغ در سیاست و جنگ درباره برابری در نبوغ نباید از روی برابری در قدرت یا توانایی در اجرای امور یا مهارت مساوی حکم کرد بلکه برابری در نبوغ را باید از روی توانایی در اجرای مشاغل و وظایفی دانست که طبیعت بر هر یک از زن و مرد تحمیل کرده است.در انتها نتیجه می گیریم که ذات زن به مراتب می تواند بلندتر از مرد باشد.هر انسان شاهکاریست که زن می آفریند. " |+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 12:35
چگونه می توانیم نیروی خلاقه درون وجودمان را از قوه به فعل در آوریم؟
"خلاقیت" خصیصه ایست که در ذات بشر به ودیعه نهاده شده. از پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات روزمره زندگی گرفته تا بزرگترین دست آوردهای فکری و هنری، انسان از نیروی عظیم ابتکار و خلاقیت خود کمک می گیرد. عشق به خلاقیت در انسان از عطش درونی او برای اثبات هویت و بروز موجودیت و نشان دادن توانائی های خود به دیگران سرچشمه می گیرد، ضمن اینکه عشق به باقی گذاردن یک اثر (حتی به شکل تولد یک کودک) نیز گوئی با فطرت بشر به نحو مرموزی عجین شده است. با این همه و علیرغم این عشق به خودنمائی به معنای مثبت آن اکثر ما قادر به تحقق این خواسته نیستیم. چرا اینگونه است و چگونه می توانیم بر این مشکل فائق آمده و نیروی خلاقیت را به ناگاه در وجودمان آزاد کنیم؟ چگونه می توانیم انسانهای دیگر را از هویت خود که سرشار از "تفکرات" و "احساسات" قابل طرح است آگاه کنیم؟ برای رسیدن به راه حل اجازه دهید از نظریه ایکه توسط میلیاردر و نابغه تجارت آلمانی کارل آلبرشت Karl Albrecht تدوین شده کمک بگیریم. نوعی ماهی در آبهای شیرین مناطق شمالی آمریکای شمالی و سیبری زندگی می کند که آنرا ماهی "پایک" (Pike) می نامند. این ماهی عظیم الجثه از خصلتی بسیار تهاجمی برخوردار است و ماهی های کوچک را با ولع عجیبی می خورد. در آزمایشی یک ماهی پایک را در یک آکواریوم بزرگ قرار دادند و سپس آنرا با یک پارتیشن شیشه ای از ماهی های کوچک دیگر جدا کردند. در ابتدا پایک به تصور اینکه می تواند ماهی ها را شکار کند به سمت آنان هجوم برد اما به مانعی شیشه ای برخورد کرد و عقب نشست. این حمله و هجوم آوردن ها به دفعات زیاد تکرار شد و رفته رفته پایک دریافت که سدی در برابر اوست که اجازه بروز خواسته وی را نمی دهد. پس از چندین روز تلاش با این حقیقت تلخ که قادر به دست یافتن به ماهی های کوچک نیست کنار آمد و دست از تلاش کشید. مدتی به همین صورت سپری شد تا اینکه روزی پارتیشن شیشه ای برداشته شد. نتیجه ای که قابل مشاهده بود عجیب و شگفت انگیز بود. پایک به تصور اینکه تلاش برای خوردن ماهی های کوچک دردآور و بی نتیجه است حتی پس از برداشتن دیوار شیشه ای تلاشی برای خوردن آنان نمی کرد. او آموخته بود که باید با شرایط کنار بیاید و حتی زمانی که شرایط تغییر کرد او دیگر قادر به اتخاذ تصمیمی جدید مبتنی بر شرایط جدید نبود. این حالت روانی که عینا در مورد ما انسانها نیز تجلی می یابد توسط کارل آلبرشت به نام "سندروم پایک" (Pyke Syndrome) نامگذاری شده است. سندروم پایک که اکثر قریب به اتفاق انسانها گرفتار آنند عبارت از آن است که تجربیات ما در زندگی پیش فرض هائی را در ذهن ما سامان می دهند که نه به فکر تغییر آنان هستیم و نه حتی اگر شرایط تغییر کنند حاضریم به آسانی دست از آن پیش فرض ها بکشیم. این پیش فرض ها در ذهن ما درست مانند دیوار شیشه ای در آزمایش پایک عمل می کنند و بطور ناخودآگاه جلوی گریز ما از "شرایط موجود" را می گیرند. بعبارت دیگر اکثریت عظیم انسانها تسلیم پیش فرضهای اجتماع و محیط خود هستند و بهمین دلیل هم قدرت جدا کردن راه خود از روزمرگی عظیمی که تقریبا گریبان همه را گرفته از دست می دهند. در سالهای موسوم به قرون وسطی برداشت منجمین به تاسی از کتاب مقدس این بود که زمین در مرکز جهان قرار دارد و دیگر سیارات و کرات آسمانی بگرد آن در حال حرکتند. زمین مرکز کائنات (Universe) تلقی می شد و این پیش فرض جای بحث و گفتگو نداشت. در سال ١۵١٠ بناگاه مردی که برای همیشه مسیر تاریخ علم را تغییر داد در برابر این پیش فرض قد علم کرد. نیکلاس کوپرنیک Niclaus Kopernik منجم اهل لهستان با شجاعت در برابر این ایده ایستاد و اعلام کرد که زمین چیزی بیش از یک سیاره از منظومه شمسی نیست و این خورشید است که در مرکز منظومه قرار دارد و دیگر سیارات بدور آن در حال گردش اند. آنچه که ما در آسمان بعنوان طلوع و غروب خورشید شاهد آن هستیم ناشی از گردش خورشید به دور زمین نیست بلکه تجلی گردش زمین بدور خود است که گاه چهره ای از آن در برابر خورشید قرار می گیرد و روز پدید می آید و چون همان چهره پشت به خورشید کند تاریکی و شب فرا می رسد. مشکل بزرگ در زندگی ما انسانها اینست که مانند داستان گردش خورشید به دور زمین مسائل و موضوعات پیرامون خود را از درون عینک پیش فرضهائی نگاه می کنیم که جامعه به ما تحمیل کرده است. به عبارت دیگر اکثریت قریب به اتفاق ما از سندروم پایک در رنجیم. ما آنچنان در برابر شرایط محیطی خود شرطی می شویم که دیگر راهی برای فرار از آن شرایط نمی جوئیم. بزرگان تاریخ "تفکر" و "هنر" تنها کسانی نبوده اند که از قدرت بالای فکری و استعدادهای هنری برخوردار بوده اند بلکه خصلت بزرگ دیگری که از خود بروز داده اند این بوده که جرات و شهامت این را داشته اند که در برابر پیش فرضهای جامعه قد علم کنند و آنها را مورد سئوال و چالش قرار دهند. در درون هر یک از ما استعدادی نهفته که می تواند به خلق آثاری از ما (هر چند کوچک) منجر شود ولی برای بروز این توانائی باید پیش فرضهای جامعه و موضوعاتی که اکثر مردم بدون تفکر آنرا پذیرفته اند مورد پرسش قرار دهیم. با بر پا کردن یک تحول درونی و زنده کردن نگاه نقادانه نسبت پیش فرضهای محیط مان بناگاه احساس می کنیم که نیروی عظیمی در وجودمان آزاد شده، گوئی از یک قفس آزاد می شویم، آنگاه است که می توانیم بنویسیم، می توانیم بسرائیم و می توانیم خلق کنیم. برای تحقق این امر چه باید بکنیم؟ تظاهر کنید که نسبت به محیط خود یک ناظر خارجی هستید که به جامعه خود نگاه می کنید. سئوالات متعددی برای شما مطرح خواهد شد که چرا مردم اینگونه عمل می کنند، اینگونه می اندیشند و اینگونه زندگی می کنند که می کنند. با اتخاذ چنین روشی درخواهید یافت که بسیاری از پیش فرضها (و صد البته نه همه آنان) زائد و بی محتوا بوده و بدون هیچ تعقل و منطقی و صرفا بطور سنتی توسط ما پذیرفته شده اند. این قالب ها دست و پای ما را به زنجیر کشیده و نیروی ابتکار و خلاقیت را حتی در مورد یافتن راه حل های بکر برای مسائل جاری زندگی شخصی در ما کشته است. از قضا بزرگترین ایراد نظام های دیکتاتوری در همین است که توانائی نوآوری و خلاقیت را در بخش بزرگی از جامعه بکلی نابود می کنند. برای گریز از سندروم پایک راهی جز این نیست که قالب ها را به چالش بگیریم. اما نهایت دقت را باید بکار بریم که نیروئی که در نتیجه این فرآیند در وجود ما آزاد می شود هم می تواند مخرب بوده و به عاملی برای برخورد و درگیری با جامعه ما بدل شود (چرا که پیش فرضها را مورد پرسش قرار می دهیم) و هم می تواند بنحوی سازنده بکار گرفته شده و در تعالی معنوی و مادی و کمک به بالفعل کردن نیروی ابتکار در وجودمان منجر گردد. با رسیدن به این شناخت و درک جدید از جامعه است که از دایره روزمرگی خارج می شویم و نیروی عظیم خلاقه درونمان فضائی برای تنفس و محیطی برای رشد می یابد. |+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 14:8
innovation and mathematics
How to Study Mathematics Before I get into the tips for how to study math let me first say that everyone studies differently and there is no one right way to study for a math class. There are a lot of tips in this document and there is a pretty good chance that you will not agree with all of them or find that you can’t do all of them due to time constraints. There is nothing wrong with that. We all study differently and all that anyone can ask of us is that we do the best that we can. It is my intent with these tips to help you do the best that you can given the time that you’ve got to work with. Now, I figure that there are two groups of people here reading this document, those that are happy with their grade, but are interested in what I’ve got to say and those that are not happy with their grade and want some ideas on how to improve. Here are a couple of quick comments for each of these groups
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 19:9
hello..... |+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 21:48
چگونه ایده های نو داشته باشیم؟
با سلام.به یکی دیگر از سلسله وبلاگ های ما خوش آمدید.
بنده سید محمد سینا احمدی به همراه استاد،دوست و برادر بزرگتر خود،آقای شاه جانی،فعالیت ها و تحقیقات فراوان و مفیدی را درباره ی چگونگی کشف نبوغ و مسائلی در این حواشی انجام داده ایم. ما در گروه خود مقاله ای تحت عنوان"چگونه ایده های نو داشته باشیم؟" از دکتر استیو گیلمن را ترجمه کردیم. در این مقاله در ۷ درس نکات بسیار بسیار جالب و کارآمدی را ارائه داده ایم که مطمئنا همان طور که در خودمان تحول ایجاد کرد در شما هم دگرگونی ایجاد خواهد نمود.توصیه ی ما در اولین قدم خواندن این مقاله است.اگر سطر به سطر را به دقت بخوانید مطمئنا پس از اجرای درس های آن طوری دیگر به اشیا و رویدادها می نگرید.این مقاله در مجلات متعددی چاپ خواهد شد.پس خواهشمندیم در صورتی که تمایل به استفاده از آن را دارید حتما ما را با خبر سازید.
**************************************************
مقدمه آیا مطمئن نيستيد كه تا فردا مي توانيد دو جين ايده ي بديع داشته باشيد؟ آيا فكر مي كنيد اختراع وسايل كار دشواري است؟ آيا بر اين عقيده ايد كه براي خلاق بودن نيازي به فكر كردن نيست؟ همچنين فكر مي كنيد كه مقدمات مجلات و كتاب ها دراز و اكثرا كسل كننده اند؟ خب، شما اكنون بايد كم كم ذهنيت خود را تغيير دهيد!!! درس اول:تركيب تفكر خلاق در درس اول، ما قصد داريم دقيقا به يكي از بهترين تكنيك هاي خلق ايده بپردازيم.اين چيزي جز تركيب تفكرات و تصورات خلاق نيست؛فقط با تركيب ايده ها و اشيا مي توانيد به اين مقصود دست بيابيد. اينجاست كه شما سرگرم خواهيد شد و حتي جسمي بديع و تازه را اختراع خواهيد كرد.با هم به چند مثال در اين زمينه مي پردازيم: تركيب تفكرات براي سرگرمي و سود: "خال كوبي" به علاوه "تبليغ كردن" ممكن است به اولين مبارزه ي تبليغاتي بزرگ در زمينه ي كاريابي خال كوبي منجر شود.آيا مي خواهيد براي داشتن لوگوي زغال كُك بر پيشاني خود دستمزدي داشته باشيد؟براي يك تُن از ايده هاي بديع تجارتي ،فقط كافي است كه مثلا ايده ي "تحويل در خانه" را تقريبا با همه چيز تركيب كرد.مهماني ها، آمادگي هاي مالياتي،استخرهاي اجاره اي؟آيا ممكن است كه مردم اين چيزها را تحويل داده شده بدانند؟ در نتيجه با هر تكنيك خلق ايده ، بايد هشيار باشيد كه خلاقيت خود را خفه نكنيد.اجازه دهيد كه ايده ها بدون قضاوت كردن در مورد آن ها بيايند.آنالايز ها و موشكافي هاي اساسي را براي بعدها بگذاريد.همچنين، به ياد داشته باشيد كه اين شيوه ها و تكنيك ها ابزاري بيش نيستند وقانون يا اجباري وجود ندارد.اگر قرار باشد ذهن شما براي انطباق و تماس خلاق خود بر روي يك موضوع كارآيي خود را از دست دهد و كاملا صرف آن شود،اين اجازه را به آن بدهيد. اتفاقا هنگامي كه شما مشغول رانندگي كردن يا تفكر در روياهاي باطل هستيد،تركيب تفكرات يك مهارت و ممارست بسيار موثر بشمار مي آيد. يك قايق و دوچرخه به يك دوچرخه ي آبي-هوايي تبديل مي شود كه بوسيله ي پدال قدرت از ميان آب به طرف آسمان اوج مي گيرد و پرواز مي كند.تركيب خريد و فروش سهام و مكدونالد مي تواند جالب باشد!تصور كنيد كه اوراق بهادار و مواد غذايي را با هم ازدريچه ي رستوران ها و اماكن مخصوص جلو برد و آن ها را فروخت. براي زمينه هاي تخصصي بيشتري از علايقتان، به دنبال تركيب اشيايي باشيد كه از قبل با آن ها سرو كار داشته ايد.اگر حرفه ي شما راننگي تاكسي است و به تدريج با كشمكش بيشتري روبه رو مي شويد، تركيب "تاكسي" با "حيوانات خانگي" ممكن است با حمل و تحويل حيوانات همراه مسافران منجر به تطابق موفقي با لانه ي سگ و ساير حيوانات اهلي ديگر شد.ممكن است "مردمان مشهور" به شما پيشنهاد گردش در بعضي از قسمت هاي مورد نظر شهر دهند، چيزي مانند آنچه در هاليوود صورت مي گيرد. براي نهايت بهره وري از خلاقيت خود در نبوغتان ، دور و پهناور به دنبال تفكراتي براي تركيب بگرديد."انديشه" و "شهربازي" براي توليد تركيب هاي جذاب و جالب بسيار بسيار بي ربط به نظر مي رسند، ولي شرط مي بندم مردمي كه در كاروان هاي شادي(كارناوال ها) هستند،براي قرار گرفتن در يك بيهوشي تفكري- كه در آن ازآخرين تكنولوژي هاي كششي موج مغزي استفاده شده است- مبالغ هنگفتي بپردازند. تفكرات خلاق،بديع و ناحدود: اين روش براي توليد تازه ي ايده ها، اختراعات و نظرات تجارتي بسيار كارآمد و خوب است؛اما اين شيوه به چنين زمينه هايي ختم نشده است.در واقع،تعدادي از خلاق ترين ايده ها از تركيب تفكرات و تصوراتي هستند كه اساسا از زمينه هاي گوناگوني استخراج شده اند.مثال مي خواهيد؟ كليسا/فروشگاه خريد.ممممم.......چهار كليسا در يك ساختمان.مسيحيان،مسلمانان ، يهوديان و بودايي ها همگي از يك فضاي مشترك بعد از خدمات مربوطه و سنت ها و آيين ها خود سهم مي برند.اين ممكن است موجب تشويق پايداري شود و حتي موجب دعوت كردن افرادي شود كه مي خواهند عقايد گوناگون ديگر را بسنجند و در مورد آن ها بيشتر بدانند. زندان/كوهستان.آيا ممكن است براي تعقيب هدف ها ودنباله ها در پارك هاي ملي از نيروي كار زندان استفاده كرد؟ هشدار دهنده/شنا كردن.هشداردهنده براي شنا؟اين وسيله هنگامي به صدا در مي آيد كه بچه اي بيافتد و همچنين به سهولت براي استفاده هاي مكرر خاموش مي شود. خب، من به مدت 5 دقيقه به پرده خيره شدم و هيچ چيزي به ذهنم خطور نكرد.اما خطور خواهد كرد و هنگامي كه صورت گيرد شما فقط مي توانيد آن را از قلم بيانذازيد.اينگونه چنين فرآيندي كار مي كند. ضمير ناخود آگاه شما قدرتمند است. دو تفكر را با هم قرار دهيد ؛ فرض كنيد كه يك ارتباط وجود دارد كه منجر به كشف ايده اي تازه مي شود و ضمير ناخود آگاه شما آن را خواهد يافت. تمرين ايده ها ليست بيست شي را بنويسيد و به تركيب آن ها براي تفكرات خلاق شروع كنيد. 1-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 2-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 3-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 4-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 5- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 6- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 7- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 8- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 9- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 10ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 11- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 12- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 13- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 14- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 15 - ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 16- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 17- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 18- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 19- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 20- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تفكرات و فرضيات بالا رابا هر راهي تركيب كنيد،اما فعلا دو تا كافي است.با اين حال همان دو فرض قادربه ارائه ي 188 تركيب ممكن در اختيار شما مي باشد كه مي تواند صدها ايده ي جديد را توليد كند.
درس دوم:كاربردهاي جديد كل مطلب اين درس كمك به شما در يافتن استفاده ها و كاربردهاي جديد براي خلق ايده هاي نو است. من فقط تبليغ يك شغل محلي را در تلويزيون ديدم؛شركتي كه از سگ براي يافتن قارچ انگل در خانه ي شما استفاده مي كند.سگ را مي توان تقريبا براي استشمام و بو كردن همه چيز آموزش داد.اين داستان خبري را كه سال قبل در مورد آموزش سگ براي يافتن عقرب بود را برايم تداعي مي كند. اولين تصور كه مرا شگفت انگيز كرده بود اين بود كه "از سگ براي يافتن چه چيزهاي ديگري مي توان استفاده كرد؟"اين تكنيكي بزرگ براي كشف ايده هاي جديد است.فقط كاربردها و استفاده هاي جديد را براي خلق ايده ها و اختراعات بيابيد. به هر حال، ايده اي كه در اين رابطه به ذهن من رسيد استفاده از سگ براي جستجو و يافتن حيوانات خانگي بود.سگ ها در يافتن انسان ها بسيار خوب عمل مي كنند، بنابراين چرا سرويسي براي يافتن حيوانات گمشده نداشته باشيم؟با يك بو كشيدن از قاليچه ي گربه ها،فورا آنها را خواهند يافت. يافتن كاربرهاي جديد: اين تكنيكي ديگر است كه همانند تركيب تفكرات مي تواند در تمام زمينه ها براي خلق يك منبع بي نهايت از ايده هاي جديد مورد استفاده قرار گيرد.با ماهيت و ذات ايده آغاز كنيد و به دنبال كاربردهاي نو بگرديد.سپس به عوامل و فاكتورهاي ديگري كه مي توانند در راه هاي جديد نمايش داده شوند،بنگريد. مثلا،بگذاريد با لوله ها و تيوب هاي بادي شروع كنيم كه اوراق و وجوه شما را از دريچه ي هدايت تحويل مي دهند.ماهيت اين سيستم يك كارترج(گلوله ي فشنگي) است كه اشياء را با استفاده از هوا در طول لوله رها مي سازد.آيا مي توان همين سيستم را در سرويس حمل و نقل بشري پياده كرد؟همان لوله را تا رسيدن به شهر بعدي هدايت كرد؟ شايد مثل رانندگي در شهر بازي باشد! يكي ديگر از مزيت هاي اين لوله ها،ارائه ي خدمات در آن واحدبه چندين نفر است.نياز به اين سيستم درفست فود ها نيز ديده مي شود.لوله ها خودشان مايعات و نوشيدني ها را مي ريزند و در يك زمان مشترك به چندين نفر سرويس دهي مي كنند.چندين دريچه ي دستگاه هدايت مانند پره هاي چرخ باز مي شوند و از زواياي مختلف به چند خط ماشين اجازه ي كار مي دهد. ماوراي تجارت و پيشه در اثبات تمام اين تكنيك ها ،رسيدن و گرويدن به اختراعات و كاربردهاي تجارتي امري آسان است.تنها در زمينه هاي بسيار آسان عواملي يافت مي شود كه براي رسيدن به چندها ايده ي جديد كافي است.اين به معناي بي ارزشي ديگر زمينه ها نمي باشد. من يك مجموعه ي تلويزيوني را در رابطه با گوشه نشيني هاي كودكان پيش دبستاني ديدم. روانشناس، روبرت اوكونور يك قطعه ي ويئويي 11 صحنه اي را ساخته است.در هر صحنه يك كودك منزوي را در حال تماشاي ساير كودكان هم سن خود كه مشغول بازي و فعاليت هاي گروهي هستند نشان داده است. در آخر هر صحنه كودك به جمع ديگر كودكان مي پيوندد و همگي خوشحال مي شوند. هنگامي كه او فيلم را به كودكان گوشه گير در پيش دبستاني هاي متنوعي نشان داد،آن كودكان به صورتي ناگهاني به اجتماعي شدن با ساير كودكان هم سن خود تمايل نشان دادند.با وجود اينكه آن كودكان اين قطعه را فقط و فقط براي يك بار ديده بودند اما رفتار و حركاتشان هفته ها متداوم بود و درآن ها به وضوح ديده مي شد.اين در حالي است كه كودكان منزوي كه تا بحال قادر به ديدن اين قطعه نشده اند هنوز همان گونه گوشه نشين باقي مانده اند. پژوهش جذاب.ممكن است شما براي اينگونه فيلم ها كاربردهاي متعددي را متصور شويد.من به فيلم هايي از اين قبيل فكرمي كنم كه جنايتكاران درزندان زندگي خودشان رابا ديدن آن پيرامونش برنامه ريزي كرده و قرار دهند.من در يك مورد شگفت زده ام. فرض كنيد فيلم هايي كه دوندگان جوان جهان مايل ها را در طول 4 دقيقه مي پيمايند نمايش دهيم.آيا اين فيلم مي تواند مدت زمان دويدن آن ها را نيز افزايش دهد؟ تمرين ايده ها در اينجا اگر تمايل به استفاده از ايده ي مورد بحث را داريد مي توانيد تمارين مربوطه را انجام دهيد. - در مورد 2 راه استفاده از آهنربا فكر كنيد. 1-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 2-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ -شما يك دوچرخه را براي راه اندازي ركاب مي زنيد.درباره ي 3 راه استفاده از پدال قدرت فكر كنيد. 1-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 2-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 3-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - اگر شما با نظريه ي داروين در مورد انتخاب طبيعي آشنا هستيد ،يك كاربرد جديد را براي فكركردن در مورد آن بيابيد كه خارج از محدوده ي زيستي باشد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - ما بدن و مغزخودمان را تمرين مي دهيم.چه چيزهاي ديگري را براي تفكر درچنين ممارست هايي پيشنهاد مي كنيد؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خوشبختانه شما مي بينيد كه چه آسان رسيدن به ايده هاي جديد ميسر مي شود.در درس بعدي من به شما يك شيوه ي بسيار سيستماتيك را كه درآن ازيك متغير استفاده شده است نشان خواهم داد. درس سوم:از يك ليست لغت مولد ايده استفاده كنيد. استفاده از ليست لغت يكي از آسانترين راه هاي خلق ايده ي جديد مي باشد. چندين بار تا بحال صندلي هاي بزرگ را ديده ام.آخرين بار در يك رستوران بود كه توسط ميزبان يك جلسه ي كوچك استفاده مي شد. آن صندلي 8 فيت بلندي داشت.يك نفر آن صندلي را ساخته و فروخته بود.اما آن فرد درباره ي چنين صندلي اي چگونه فكر كرده است؟بسيط ترين راه نگاه كردن به اشياء اطرافمان بعلاوه ي پرسيدن اين سوال است كه "چه مي شد اگر اين بزرگتر بود؟" اين ذات و ماهيت ليست لغت متغيراست.شما به اشياء نگاه مي كنيد و مي پرسيد "چه مي شد اگر ...."و يك لغت را ازليست لغت انتخاب مي كنيد.براي نمايش اين تكنيك درعمل، من فقط به اطراف اتاق نگاه كردم و يك ميز را بعنوان موضوع خود انتخاب كردم.در حالي كه به ليست لغت نگاه مي كنم، مي پرسم"چه مي شد اگر ....." بزرگتر.اگر ايـن ميز لنگه هايي داشت كه از پايه ي اصلي منشعب مي شدند مي توانستم آن ها را مانند پره هاي پنكه به صورت افقي، به آساني در سطحي بزرگ تر بگشايم. قابل انتقال....در اينجا ايده ي كارآمد ،قرار دادن چرخ ها در لنگه ها است.امكان ديگر وجود يك خط از ميزهاي فوق سبك براي انتقال آن از يك اتاق به اتاقي ديگر است. ارزان تر....من يك بار از يك در كهنه بعنوان ميز استفاده كردم.آيا اشياء قابل دسترس و ارزاني وجود دارد كه از آن ها بتوان براي ساخت درها استفاده كرد؟ جالب.....ميزهايي كه مي سازيد را با عكس هاي خانوادگي خود بپوشانيد.(يا هر چيزديگري كه مي خواهيد).مي توانيد روكش ارتماسي آن ها را با اكريليك روكش كنيد.اينگونه امور نظافت نيز آسان مي شود ! تقسيم بر.........چهارميزكه مي توان به تنهايي يا با اتصال همه ي آن ها استفاده كرد. منهاي.........با بالا زدن پايه ها مي توان سطح پاييني ميز را تميز كرد.آيا مي توان اين پايه ها را به ميز آويزان كرد؟ داغتر..وجوديك سيني گرم كننده در مركزميز،ممكن است براي گرم نگه داشتن وعده هاي غذايي مناسب باشند. شادتر.از رنگ هايي كه احساسات مثبت بيشتري را برانگيخته مي كنند استفاده كنيد.براي مراكز مراقبت هاي روزانه مي توان ميزها را با پوشش هاي كارتوني ساخت. هنگام انجام اين امور نكته برداري و يادداشت را فراموش نكنيد.چرا كه احتمال توسعه و پيشرفت يا دور انداختن ايده هاي ارائه شده ي شما وجود دارد.بيشتر لغات به شما ايده -هاي قابل استفاده اي را ارائه نمي دهند، اما آن ها را حدالمقدور بدون چند لحظه تفكر در موردشان،رها نكنيد.ايده هاي خلاق مي توانند از راه هاي بي ربطي بوجود آيــند."چه مي شد اگر اين خسته كننده بود؟" ؛ممكن است اين گونه سوالات بي مصرف به نظر برسند. اما هيچ فكر كرده ايد كه اين جمله مي تواند منجر به توسعه و پيشرفت در يك دسته از اثاثيه ي منزل شود كه اساسا كارآمد و كاركن باشند:ساده و ارزان. ليست لغت متغير: ليست پايين يك ليست پايه اي است.از اين ليست همانند آنچه كه ذكرشد استفاده كنيد. صدها لغت مولد ايده وجود دارد كه شما مي توانيد آن ها را بيافزاييد.هر لغت، عبارات توصيفي يا لغاتي كه مي توانند نظر شما را تغيير دهند مي توانند كاملا مورد استفاده باشند. چه مي شد اگر... بزرگتر كوچكتر دورتر نزديك تر زودتر ديرتر آسان تر سخت تر نرم تر سخت تر فقير تر غني تر مرطوب تر خشك تر بالاتر پايين تر دراز تر كوتاه تر سياه سفيد معين نامعين تازه تر كهنه تر اتفاقي تر جذاب كسل كننده پرهيجان تر خونسردتر معمول تر گزاف تر زيرك مركب تقسيم شده جدي تر سردتر گرم تر بدتر بهتر آهسته تر تندتر غيرعادي چسبناك تر نااميد تنها كاسته افزوده خوشحال تر راحت تر وهمي ارزان تر گران تر هيچ سرگرمي بيشتر! يك راه ديگر براي استفاده از ليست متغير لغت وجود دارد كه ممكن است حتي بيشتر سرگرم كننده و جذاب باشد.بجاي اشياء و ايده ها بياييد با لغات شروع كنيد.سپس لغت متغير را به هر آنچه فكر مي كنيد نسبت دهيد. براي مثال،اگر با لغت"آسان تر"آغاز مي كنيد،شما فقط به پيرامون اشياء نگاه كرده و مي پرسيد "چه مي شد اگر آسان تر بود؟" چراغ ها..در تاريكي استفاده از سيستم هاي صوتي براي روشن كردن آن ها بسيار آسان تر خواهد بود. گياهان...........يك دسته از گياهاني را كه تقريبا پژمرده شدن آن ها غير ممكن است به كساني از ما كه نمي توانيم خانه مان را با گياهان سبز تزيين كنيم ،بفروشيد. دموكراسي......شايد شركتي كه كتاب هايي را تحت عنوان "براي كر و لال ها" منتشر مي سازد،مي بايست در خط توليد جديد خود كتاب هاي ديگري تحت عنوان "دموكراسي براي كر و لال ها" را به چاپ برساند .چراكه مي توان با برگزاري انتخابات مطمئن اينترنتي از حضور آن ها در پاي صندوق هاي راي جلوگيري كرد. قوه ي مغز......3 تنفس عميق هميشه براي من راه گشا بوده است. شرط مي بندم كه اگر يك كمك داروساز اكسيژن داشتم كارم آسان ترمي شد! تمرين ايده ها براي هر يك از تفكرات و اشياء ذكر شده،پرسش"چه مي شد اگر" را در نظر بگيريد و از لغات ليست بالا استفاده كنيد.حداقل دو ايده ي جديد را براي هر يك بنويسيد. يك ماشين 1-________________________________________________________ 2-________________________________________________________ 3-________________________________________________________ جنگ 1-________________________________________________________ 2-_________________________________________________________ 3-_________________________________________________________ شغل تان 1-_________________________________________________________ 2-_________________________________________________________ 3-_________________________________________________________ قسمت دو يك لغت مانند "آهسته تر" را از ليست برداريد و آن را براي اشياء و تصورات مورد نظرتان بكار ببريد. حداقل يك ايده براي هريك بسرعت بنويسيد.اگرهرلغت ديگري را ترجيح مي دهيد مي توانيد براي توليد ايده ازآن استفاده كنيد. چه مي شد اگريك هواپيما ــــــــــــــــــ(آهسته تر)؟ ____________________________________________________________________________________________ چه مي شد اگرآموزش ــــــــــــــــــ(آهسته تر)؟ ____________________________________________________________________________________________ چه مي شد اگر سرعت نورــــــــــــــــــ(آهسته تر)؟ ____________________________________________________________________________________________ چه مي شد اگر شيره ي قندــــــــــــــــــــــــ(آهسته تر)؟ ____________________________________________________________________________________________ درس چهارم:نبوغ و خلاقيت خلاقيت بيشتر به فرآيند نبوغ كمك مي كند-بنابراين خلاقيت خود را توسعه دهيد. ما تابحال سه تكنيك براي توليد ايده آموخته ايم .خوشبختانه شما سرگرمي هايي داشته ايد و آن ها را قابل استفاده يافته ايد.همچنين مي تواند به پيشرفت خلاقيت طبيعي شما كمك كند.اين چيزي است كه اين درس قصد دارد به شما بگويد.آنست كه چگونه مي توانيد خلاق تر شويد؟ دراينجا يك برنامه ي 2 مرحله اي ذكر شده است. 1-تشويق خلاقيت2-آموزش دادن مغز حال برروي اين دو كار كرده و امروز خواهيد ديد كه خلاق تر شده ايد. تشويق خلاقيت تشويق خلاقيت شما را خلاق تر خواهد كرد.هيچ تعجبي وجود ندارد.اين اصل براي چيزهايي كه قصد داريد آن ها را اكثرا در زندگي خود ببينيد صدق مي كند. كارهاي تشويقي،اما چگونه مي توانيد خلاقيت خود را تشويق كنيد؟ با، توجه كردن به خلاقيت خود آغاز كنيد. ضمير ناخودآگاه شما به طرف چيزهائي كه شما به آن ها بيشتر توجه داريد گرايش دارد .اگر شما جنبه هاي خلاق را در زندگي خود ناديده بگيريد،به ضمير ناخودآگاه بي اهميتي آن موضوع را عنوان كرده ايد. عمدا توجه كنيد كه چه زمان هايي خلاق هستيد و به دنبال آن فرصت ها بگرديد،اينجاست كه ضمير ناخود آگاه ،شما را با ايده هاي خلاق بيشتري جلو مي برد. ايده هاي خود را در يك راه مناسب ديگر براي تشويق و افزايش خلاقيت خود بنويسيد.يك ايده را بصورت "روزانه" نگه داريد.اين عمل را دائما انجام دهيد و هنگامي كه در حال نوشتن هستيد شما در واقع داشتن ايده هاي بيشتري را آغاز كرده ايد. ايده هاي كوچك معمولا فراموش شده اند، اما با نوشتن آن ها،ضمير ناخودآگاه شما ممكن است بروي آن ها كار كند و آن ها را به چيزهايي بسيار خلاق تبديل كند. با قرار دادن ايده هاي خلاق به حالت تمرين،خلاقيت بيشتري را در خود تشويق مي كنيد. مثلا اگر شما نقاشي مي كنيد يا مي نويسيد،سعي كنيد مسائل تازه تري را تجربه كنيد، فقط به خاطر تازگي آن ها؛اگر حتي از يك مسيرديگر براي به سر كاررفتن رانندگي كنيد، بدليل تازگي مسير،ديدن و گذر از آن امري با ارزش است.شايد همين مسير تازه يك راه نزديك تر و سريع تر به محل كار شما باشد.نكته ي اصلي اين است كه بگذاريد ذهن شما خارج از محدوده ي معمول و عادي كار كند. محيط اطراف خود را براي تشويق خلاقيت خود گسترش دهيد.مي خواهيد خلاقيت بيشتري در زندگي عاشقانه تان داشته باشيد؟به همراه همسرتان به كوه نوردي برويد.ايده هاي داستان سازمي خواهيد؟ بر روي يك سقف بنشينيد و آن جا ،با چنان شرايطي يادداشت كنيد؛ براي داشتن ايده هاي جديد در شغل خود يك دفتر يادداشت برداريد و به پارك برويد؛ در كنار تالاب اردك ها بروي نيمكتي بنشينيد و فكر كنيد.يادتان نرود كه هر تغييري در محيط شما را ازعادت ها و عرف ها خارج مي كند. آموزش دادن مغز براي خلاقيت بيشتر مديران و موسسان شركت ها تجاري سود بالقوه اي را در يك مكان مي بينند،زيرا ذهن آن ها براي چنين اموري پرورش يافته است؛وكلا مشكلات و مسائل بالفعلي را مي بينند، چرا كه ذهن آن ها اينگونه آموزش داده شده است. به هر كمديني كه بنگريد متوجه خواهيد شد كه چنين افرادي ذهن خودشان را بگونه اي پرورش داده اند كه به تمام چيزهايي كه هر روزه با آن ها سروكاردارند از زواياي گوناگوني مي نگرند. راه هايي كه شما هميشه درباره ي آن ها فكر مي كنيد را تا زماني كه به صورت يك عادت باقي مي مانند مورد استفاده قرار دهيد؛ سپس تفكر خلاق ،همانند دروغ هاي سياستمداران ،امري بسيار معمولي و آسان مي شود. با اين سه عادت آغاز كنيد: 1-فرض هماوردبيني1.چه مي شد اگر رستوران ها بدون خدمه بودند؟مهمان ها هنگام ورود مبلغي را از طريق دستگاهي پرداخت كرده ،در يك بوفه از خودشان پذيرايي مي كنند و تاحد امكان تمام تجهيزات و امكانات بصورت اتوماتيك و خودكار كار مي كردند. بنابراين يك متصدي يا مالك مي تواند به تنهايي يك رستوران بزرگ را اداره كند.فرض هاي هماورد بيني همه به طرز كار شما بر مي گردد.آيا شما واقعا مجبور هستيد به سر كار برويد؟آيا استخرهاي شنا به آب نياز دارند؟آيا آموزش و پرورش مي تواند بد باشد؟ 2-ديدگاه خود را تغيير دهيد.تفكرات يك سگ در مورد سرشلوغي هايتان مي تواند شما را به چيزهاي بي اهميتي كه انجام مي دهيد آگاه كند! بجاي پرداخت دستمزد روزانه فرض كنيد آن را به صورت ساعتي پرداخت كنيد،احتمال افزايش كارآيي در اين صورت بسيار زياد خواهد بود؛با اين روش شما مي توانيد دستمزدها و پرداخت هاي روزانه يتان را تسويه نماييد.بنابراين شما و خدمه هر دو به درآمد زيادتري دست خواهيد يافت. به تمام چيزها از زواياي مختلفي بنگريد.. 3-بگذاريد بدون هيچ گونه مانع و ترتيبي به ذهنتان بيايند.آيا اثاثيه منزل شما اگر در حال پرواز باشند امري بسيار احمقانه به نظر مي رسد؟ آيا همين نمي تواند منجر به تفكر در مورد بالابر هاي نزديك سطح زمين2 شود؟وسيله اي كه آن را فقط به زير اثاثيه ي منزل مي لغزانيد سپس وسايل را با توده اي از هوا كه موجب تسهيل در حركت آن ها مي شود،بلند مي كند.چيزي مانند هواناو!سعي كنيد خلاقيت خود را فروننشانيد،به ايده ها اجازه ي دخول دهيد و هميشه اين در نظرتان باشد كه هر وقت كه بخواهيد مي توانيد يك ايده را بي استفاده كنيد. براي خودكار كردن چنين طرق تفكري،لازم است كه شما مكررا از آن ها استفاده كنيد. چندين هفته براي پيشرفت يك عادت نياز است.بنابراين تعداد كمي از تكنيك هاي مورد علاقه تان را بر روي يك كارت بنويسيد و آن را همراه خود داشته باشيد.در طول روز به طورمتناوب به آن نگاه كنيد و تكنيك ها را براي تمام اشياء به كار ببريد. كمي كار مداوم لازم است؛بزودي شما خلاقيت را بدون هيچگونه توجه و تلاشي خواهيد داشت! 2-hover lifter . 1-challenge assumption تمرين ايده ها حال به هر ايده ي غير معقولانه و ديوانه واري فكر كنيد.بايد چيزي باشد كه شما را ازگفتن آن با صداي بلند براي سايرين دستپاچه كند !مانند"چه مي شد اگر با كامپيوترم به استخر مي رفتم؟"يا "چگونه مي توانم به كتاب ها پرواز ياد بدهم؟".سپس براي چند دقيقه به آن ها فكر كنيد و هر ايده اي كه به ذهنتان مي رسد را يادداشت كنيد. _______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________ تا زماني كه ايده هايتان به چيزي باوركردني تبديل مي شود،برروي آن ها فكر كنيد. مثلا،شايد شنا با كامپيوتر كاري بسيار احمقانه به نظر برسد.با دقت بيشتري فكر كنيد.آيا اين ايده نمي تواند منجر به ارائه ي ايده اي كارآمد شود؟ايده اي مانند كامپيوتر ضدآبي كه شناگررا با نمايش چگونگي تعديل تنفس و حركات، براي بازدهي بيشترراهنمايي كند؛ حالا اين وسيله اي سودمند نيست!؟ عقيده ي ما در اينجا اثبات اين موضوع است كه حتي ايده هاي به نظر"احمقانه " می توانند ايده اي كارآمد و سودمند باشند.ضمنا به شما فرصت تفكر درباره ي راه هاي جديد رامي دهند. اينگونه تمارين به شما كمك مي كنند تا بتوانيد به زمينه هايي كه امكان دارد خلاقيت شما را تنزل دهند ، چيره و غالب شويد . درس پنجم:خلق ايده هاي نو بر اساس نيازهاي واقعي شناسايي نيازهاي واقعي راه مناسبي براي خلق ايده هاي جديد است.آيا تا بحال از دفترچه ي راهنماي وسايل خريداري شده تان به سر آمده ايد؟يا از طرح و شكل چيزي خسته و رنجيده شده ايد؟چه خوب!هر رنجش و یأسی مي تواند سرچشمه اي از ايده هاي نو و بديع باشد . مثلا سرويسي كه وسايل را به همراه دفترچه هاي راهنمايشان منتشر مي كنند،ممكن است با كمي تغيير و توضيح شفاف تر درآمد زيادتري از فروش خود كسب كند. تخيل و تصور در مورد صد ها ايده كاري لذت بخش و سودمند است؛به علاوه اين امر تمريني مناسب براي ذهن و تخيل انسان است.به هر حال شايد گاهي اوقات همين تفريح و تقويت ذهن تنها چيزي باشد كه شما به آن دست می یابید.ممكن است ايده هايي مانند يك صندلي هليمي كه با باد شدنش شما را در هوا بالا مي برد كاري بس سرگرم كننده و مفرح باشد.اما آيا شما مي توانيد چنين طرح هايي را بفروشيد؟ با علايق و نيازهاي واقعي آغاز كنيد شروع با مسائل معمول و قابل درك،مطمئن ترين راه براي يافتن ايده هاي نه تنها جديد بلكه سودمند نيزاست.اگر شما و دوستانتان در مورد قضيه اي شكايت متشابهي داريد،در اينجا نياز به يافتن يك ايده ي كارگشا،امري مبرم و مهم است. اگر شما چندين بارهمانند هم به شكست و بن بست يكساني رسيديد،زمان آن فرا رسيده است كه راه حل صحيحي را بيابيد.اين طور نيست؟ براي خلق ايده هاي خوب كه مشكلات واقعي را حل مي كنند، به آنچه كه شما را رنجانيده،كسل كرده و يا سد راه تان قرار گرفته اند،نگاهي عميق داشته باشيد. از سايرين نيز درباره ي مشكلاتشان بپرسيد. اگر نيمي از دوستان مسن ترتان درباره ي پله هاي خانه شان شكايت دارند،زمان ساخت يك خانه ي مجهز يك طبقه اي برايشان فرا رسيده است.من دوست دارم اين تكنيك ها را با مثال هاي واقعي اثبات كنم و همچنين مي خواهم به همان آساني كه آن ها را بيان مي كنم ،به آن نيزعمل كنم؛من بر اساس علاقه و باور درونيم مي توانم مطمئن باشم كه عمل به اين تكنيك ها مانندبيان آن ها ساده اند ؛اكنون مي خواهم درباره ي نا اميدي ها وشكست ها يا موضوعاتي كه در روزهاي اخير با آن ها سروكار داشته ام فكر كنم و از آن ها براي دسترسي به ايده هاي جديد استفاده كنم. مشكل:لباس هاي ظريف....من مي خواهم تمام لباس هايم را بدون توجه به جنس و نوع شستشو و...در داخل ماشين لباسشويي و خشك كن بياندازم.اگر فروشگاهي ساخته مي شد كه لباس هايش مي توانستند با هر نوع شستشو و خشك كردني سازگار باشند، من حتما از آنجا خريد مي كردم.راستي اگر واقعا چنين مكاني ساخته شد آنجا را "فروشگاه زندگي ساده" بناميم!! مشكل:فراموشي در مورد آنچه كه مي دانم....من مي دانم چكونه استرس را كاهش دهم اما فراموش مي كنم از تكنيك هاي آن استفاده كنم.گاهي استفاده از تكنيك هاي را كه در مورد حافظه مي دانم فراموش مي كنم.آيا مردم براي استفاده از تماس هاي تلفني دو بار در هفته ي يك "مربي آموزشي مهارت هاي زندگي" چيزي پرداخت خواهند كرد؟قبل ازهرچيزدرباره ي اهدافتان توضيح مي دهيد.سپس مربيتان تماس هاي تلفني خواهد داشت؛در اين تماس ها وضع شما را در رسيدن به اهدافتان بررسي مي كند،ميزان تلاشتان را مي سنجد،مسائل را به شما يادآوري مي كند وبا پشتيباني وخدمات خود به گونه اي موجب تحسين شما مي شود وشمارا تشويق خواهد كرد.15 دقيقه و 30 دلار؟ مشكل:هزينه هاي سرزده ي خودرو.....به ندرت مشكلي پيش مي آيد كه خودرو من را دچار نقص كند.اضطراب و نگراني اصــلي در مورد سر زده بودن آن است.براي ماه ها مشكلي ديده نمي شود تا اينكه سيستم ترمز،بسيار سرزده 600 دلارخرج برمي دارد.شايد مكانيك ها مي توانستند دستگاهي تحت عنوان "دستمزد بر حسب مايل" را مورد استفاده قرار دهند. يك بار قرارداد را امضا مي كنيد سپس خواهيد دانست هزينه تان چقدر خواهد شد! مشكل:كمبود فضا...ما عادت داريم يك آپارتمان كوچك و مناسب داشته باشيم.يك نفر مي توانست اثاثيه اي كه قابليت ذخيره سازي وسايل يا اشغال فضاي كمتري را دارند، به فروش بگذارد.نيمكت ها،صندلي ها و حتي ميزها مي توانستند به گونه اي طراحي شوند كه يك فضاي انبار مانند داخلي را بوجود آورند ؛ اينگونه ، جذاب تر نيز مي شدند.مثلا ميزي كه بتوان آن را بعد از صرف هر وعده ي غذايي به داخل ديوار تا زد، مي تواند ايده ي بسيار خوبي باشد!!! البته،يكبار كه شما مشكل را براي حل كردن شناسايي مي كنيد،مي توانيد از هر تكنيك حل مسئله اي در توليد ايده هاي جديد براي سرويس ها و محصولات تازه ي خود استفاده كنيد.همچنين براي دستيابي به هر ايده اي كه مي خواهيد،مي توانيد يكي يكي از تكنيك -ها استفاده كنيد.قطعا تكنيك "فرض هماوردبيني" به شما ايده هاي متنوع تري را از تكنيك "افزودن-كاستن-تغيير دادن" ارائه مي دهد. تمرين ايده ها 5 چيز كه موجب رنجشتان شده يا شما را با مشكل روبه رو مي سازد،بنويسيد.سپس به يك جفت راه حل ممكن درباره ي آن ها فكر كنيد.بهتر مي شود اگر درباره ي راه حل هاي قبلي ارائه شده در مورد آن مسئله تفكر كنيد. مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________ ________________________________________________________ مشكل يا رنجش:______________________________________________ راه حل هاي ممكن/ايده ها:________________________________________ _______________________________________________________ _______________________________________________________ ________________________________________________________
درس ششم:طوفان ذهني كليد طوفان ذهني: آيا تا بحال در جلسه هاي "طوفان ذهني" كه در آن هر فرد در مورد ايده ي خودش صحبت و دفاع مي كند،شركت كرده ايد؟مسئله ي ناخوشايند اينجاست كه گاهي اوقات هيچ کس ايده اي را مطرح نمي كند،چراكه مي ترسد از طرف سايرين مورد حمله واقع شود! اين اصلا طوفان فكري نيست؛طوفان ذهني از قوه ي چندين فكراستفاده مي كند؛ايده ها بايد آزادانه در بين اعضا گردش داشته باشند وموجب به راه اندازى ايده هاي ديگرشود.چه كنيم كه اين گونه اتفاقي بيافتد؟ براي دستيابي به يك طوفان ذهني خوب مجبوريد يك سرپرست كاردان داشته باشيد. سرپرست كسي نيست كه نظر و فكر خود را به شما تحميل كند،اما با وجود اين وظيفه دارد با افرادي كه قصد تحميل نظر خود را دارند،روبه رو شود.وظيفه ي سرپرست حداقل در اولين قسمت جلسه ممانعت از هر گونه انتقاد ، جرو بحث و يا حتي هرعقيده ي قوی ای مي باشد. براي ثمربخشي چنين جلساتي بايد خودانگيز،آزاد و غيربحراني بود. ايده هاي "بد" يا "احمقانه" مي توانند منجر به خلق ايده هايي موثروسودمند شوند،بنابراين ايده و نظرات ارائه شده در ابتدا بايد بدون قضاوت باقي بمانند.براي يك طوفان ذهني كارآمد و مناسب نمي توانيد فرآيند خلاقيت را در نظر نگيريد.پس وظيفه ي سرپرست جلسه، ايجاد فضايي درجلسه است كه هرفرداحساس كند نظر دادن و اظهارعقيده درمورد هرايده اي امري بس آزاد و ساده است. مثالي از يك طوفان ذهني خوب سناريو:شغل شما،به حذف هزينه هاي تحويل كالا نياز دارد.گروه نظرات و تفكرات خود را ارائه مي دهد.يك نفر نظر مي دهد: "بياييد تحويل ندهيم".هنگامي كه يكي ديگر از اعضا مي خواهد درباره ي آن نظر انتقاد كند،شما به عنوان سرپرست قوانين رامجددا به او متذكر مي شويد. يكي ديگر مي گويد:"در مورد نرخ هاي پايين تر بحث كنيم" و ديگري مي افزايد:"يا مي توانيم يك شركت ديگر را با هزينه هاي كمتر بيابيم".ايده هايي مانند كاهش وزن بسته ها و حمايت از مشتري هاي زيادتر در اين جلسه بيشترارائه داده شد. بنابراين بر ايده هاي ديگر ارجعيت دارد. شما بحث را به صورت رسمي اداره كرده و يادداشت برداري مي كنيد و سرانجام يك تنفس كوتاه را براي قسمت آزاد جلسه ي خود اعلام مي كنيد.اكنون، دراين مدت،زمان ارزيابي و بسط ايده هاي ارائه شده در جهت سودمند سازي آن ها فرا رسيده است. براي نگه داشتن خلاقيت جاري شده دراين مرحله،افرادي ديگررا براي دفاع و ارتقاي نظرات اعضاي جلسه انتخاب كنيد .اين روش بصيرت و بينش جديدي را بوجود مي آورد و از مشكل "خود شناسايي " كه موجب عادت دادن افراد به ايده هاي خودشان مي شود پيش گيري مي كند. براي مثال، از فردي كه به پيشنهاد تحويل ندادن كالا انتقاد كرد بپرسيد.ممكن است او با اين جمله شروع كند: "مجبوريم تحويل دهيم". سپس براي چند ثانيه فكر مي كند و مي گويد:"من فكر مي كنم ما مي توانيم به جاي تحويل كالا به مشتري هاي خصوصي ، اين سرويس را به مراكز اصلي پخش ارائه دهيم.يك مشتري خصوصي ممكن است براي دريافت كالاي سفارشي خود مسافت كمي را بپيمايد.اين ايده مي تواند ما را از هزينه -هاي ترابري رها سازد." فردي ديگر مي افزايد:" ممكن است نظم و ترتيب در كارها موجب جذب مشتري شود. آن ها مي توانند در صورت نارضايتي از كالاي ارائه شده،آن را بدون هيچ گونه حمل و نقلي باز پس فرستند."دو نفر را براي چنين بررسي ها و سرويس دهي هايي انتخاب كنيد و به نظرات بعدي بپردازيد. يك سرپرست لايق تمام فرآيند را فعال نگه مي دارد.در آخرين مثال،شما از يك ايده "بد" استفاده كرديد كه حتي موجب خلق ايده اي ممكن شد.اين يك طوفان ذهني خوب است! درس هفتم:تمركز و قوه ي ادراك بهبودي تمركز و آمادگي براي شركت در يك جلسه ي توليد ايده هميشه امري مناسب است.اين مطلبي است كه اين درس بيان مي كند. هنگامي كه شما برروي چيزي كار مي كنيد ،تمركزتان بصورت خودكار عمل مي كند. اما اين تمركز تا زماني ادامه دارد كه دچار حواس پرتي نشده ايد.سردرگمي هاي شما معمولا همان تفكرات شما هستند.بدون هيچ گونه دخالتي شما تمركز كامل تري خواهيد داشت،بنابراين ما در اينجا قصد داريم شيوه اي را براي كنترل وحذف سردرگمي ها و حواس پرتي هاي ذهن آشفته يتان،ذكر كنيم. آيا منتظر يك رخداد بد هستيد؟آيا مجادله و جر و بحثتان خارج از محدوده ي هوشياريتان صورت مي گيرد؟ چيزي نگران يا رنجتان مي دهد؟هرچيزي كه به ذهنتان مي خورد را بيابيد. اين خويشتن نگري امري تعيين كننده است و هر آنقدرآن را بيشتر انجام دهيد برايتان سهل تر مي شود. به تدريج خواهيد ديد كه چه چيزهاي در ذهنتان موجب سرگرداني و حواس پرتي مي شود. با اين گونه برانگيخته هاي ذهني معامله كنيد.با فرد مورد نظري كه در ذهنتان است تماس تلفني برقرار كنيد،يك آسپرين استفاده كنيد،از هر كسي كه با وي مجادله و دعوايي داشته ايد پوزش بطلبيد.براي پياده كردن مسائل مطرح شده در ذهنتان،مي توانيد آن ها را در ليست كارهايي كه فردا قصد انجامشان را داريد يادداشت كنيد.حتي هم اكنون، اگر كاري براي انجام دادن نداريد مي توانيد شروع كنيد!! اين تمرين را چندين بار انجام دهيد؛خواهيد دانست كه تشخيص مسائلي كه خارج از هوشياري ، برانگيزنده و تضعيف كننده ي قوه ي تفكر هستند،امري بس آسان و بسيط است. محرك هاي ذهنيتان را در گوشه اي نگه داريد تا بتوانيد بدون آن ها روشن تر فكر كنيد. در جايي خواندم كه اِستفن كينگ عادت دارد هنگام نوشتن به موسيقي بلند گوش دهد؛ عاملي كه موجب حواس پرتي ما مي شود يا نمي شود،به وضوح امري شخصي ومخصوص است و تا حدودي نيزمنحصر به فرد؛درباره ي اين عامل كه موجب دور انداختن ذهنتان از وظيفه ي شما مي شود،كاري انجام دهيد؛تلويزيون را خاموش كنيد،به شكم گشنه تان قدري غذا دهيد ويا ميز تحريرتان را از پنجره دور كنيد. هنگامي كه به حواس پرتي هاي داخلي و خارجي توجه مي كنيد،خواهيد توانست كه توجه و قوه ي مغزخود را همانند چراغ نورافكن متمركز سازيد.گاهي اوقات به بچه اي كه در حال ساختن قلعه اي ماسه اي است بنگريد؛خواهيد ديد كه قدرت تمركز واقعا طبيعي و ذاتي است. قوه ي مغز عامل ديگري كه به توانايي شما براي دستيابي به ايده هاي بديع كمك مي كند،قوه ي مغز در حالت معمول است.چيزهايي سريع العمل وجود دارند كه شما مي توانيد آن ها را افزايش دهيد. من در اينجا به بحث در اين مورد نمي پردازم؛در عوض چيزهايي را كه تاثير داشته و كار مي كنند را ذكر كرده ام. صرف يك فنجان قهوه يا چاي . داشتن سه بار تنفس عميق. راست نشستن. تنفس با دهان بسته. گوش دادن به سوناتاي دو پيانويي موزارت در گام ر. قدم زدن 10 دقيقه اي. استعمال كپسول هاي جينگو بيلوبا (شجرالمعبد). صحبت در مورد هرآنچه دلتان مي خواهد.(اين را حتما امتحان كنيد-واقعا ذهنتان را بيدار خواهد كند). ذهنتان را آموزش دهيد تمام اين تكنيك ها در صورتي كه به عادت تبديل شوند سودمند تر خواهند بود.فقط چند هفته براي پرورش يك عادت لازم است،پس سعي كنيد از يك تكنيك تقريبا مدت 1 ماه مدام استفاده كنيد.سپس توجه كنيد كه وقتي به يك دوچرخه نگاه مي كنيد،چه اتفاقي مي افتد.. اگر شما ذهن خود را با هماورد بيني پرورش داده ايد، به صورت خودكار سوالاتي را از اين قبيل خواهيد پرسيد،"آيا چرخ ها لازم اند؟"، "بايد حتما بيرون بروند؟" ،"چه مي شد اگر " دوچرخه خانگي بود و ركاب زدن آن يك فيلم ويدئويي را نمايش مي داد؟مي توانستيد در طول هزاران صحنه آن را هدايت كنيد!!! وقت جمع آوري تكنيك ها براي به كار انداختن و خلق آن ايده هاي بديع فرارسيده است! شروع کنید!!
****************************************************** شما تقریبا اکنون توانسته اید علاوه بر تقویت نبوغ خود، دید و نگرشتان را عوض کنید. مطمئنا دانش آموزان عزیز که همیشه مشتاق امور خلاقیتی بوده اند، این سوال برایشان پیش آمده است که:"چطور شروع کنم؟"،"چه بسازم؟" و سوالات گوناگونی در این زمینه...توصیه ی ما به شما در پله ی اول فقط یافتن ایده ی مناسب است که ما آن را آموزش داده ایم.از نظر ما یافتن ایده تقریبا برابر پیمودن نیمی از راه تحقیقاتیتان است.اما در گروه خود ما فقط چیزی حدود ۲ ماه بروی یافتن ایده فکر کرده ایم و می کنیم!!!پس اول بیابید..... در صورت یافتن ایده ی نو یا هرگونه جرقه ای در ذهنتان لطفا ما را با خبر سازید.این وبلاگ به همه ی شما متعلق است.با ارسال ایده ها،مطالب و نظرات می توانید علاوه بر نویسندگی،یکی از اعضای گروه های آینده ی ما شوید......با ما در تماس باشید!
|+| نوشته شده توسط کوردستان××به هه شتی ون+++s.mohammad.s.a در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 0:7
|